زمانی که فلزکاری به عنوان اصلی ترین زمینه و روش ساخت زیورآلات رواج پیدا می کند، زیورآلات نیز به عنوان زیرمجموعه فلزکاری رشد و کمال می یابند. اتفاق دیگر این است که فنون فلزکاری در زیورآلات نیز به کار می روند، چون اساس هر دو آن ها نزدیک به هم است. در واقع آنجایی که مصرف بیشتر و قابلی تهای بیشتری هست، فنون فلزکاری و زیورسازی هم با آن ارتقا پیدا میکنند.

پرنده آرزوها

در دوره هخامنشی شاهد هستیم که ساختار جواهرسازی پیچیده می شود، به گونه ای که هنوز در خصوص فنون رایج در این دوره سووالاتی مطرح است. در این دوران جنبه های زیبایی شناسی بیشتر ملاک عمل قرارمی گیرند، بدین معنا که انسان درباره پیکر خود به نوعی آگاهی می رسد و آن را نیز نوعی مظهر زیبایی و تشخص تلقی میکند.

بنابراین از آن آرایه ها، زیورآلات  هنری و جواهر برای نشان دادن زیبایی پیکرش و جلوه بخشیدن به آن استفاده می کند. پس مجموعه ای از فنون باید ایجاد شوند تا این زیبایی خلق شود. وقتی شهرهای بزرگ، حکومت مرکزی مقتدر و روابط اقتصادی بین آ نها افزیش پیداکرد، گروه های مختلف اجتماعی نیز درصدد بهره گیری از این زیبایی برمی آیند. مثلاً شاه گریفون طلایی و ظریفی را به عنوان بازوبند بر بازوهایش می بندد و آن کس که از این طبقه اجتماعی نیست، بر حسب دارایی خود از مهره هایی به جنس خمیر شیشه ای استفاده میکند و هر طبقه ای چیزی را که متعلق به خودش باشد برای تزیین به کار میگیرد.

تداوم لاینقطع استفاده از زیورها و آذینگری انسان ایرانی نشان از جایگاه ویژه این عناصر در زندگی او دارد و از این نظر می توان جواهر و زیورها را زینت تمدن ایران و متبلورکننده خواست زیبایی آن قلمداد کرد.

تمدن ایران دربرگیرنده خرده فرهنگ های متعددی است که به طور طبیعی هر یک از این خرده فرهنگ ها اندوخته تجربی و مهارتی خاص خود را داشته اند. فرهنگ ایرانی چگونه این فنون و مهارت ها را در قالب یک کلیت فراگیر پذیرا شده است و اصولاً هنرصنعت جواهرات چگونه از جریان مبادله دانش و تجربه اقوام سود بردهاست؟

قبایل کوچ رو مانند بلوچ ها و ترکمن ها و … در فلات ایران وجود داشته اند. نوع حرکت انسانی از پهنه فلات ایران موجب شد که تنوع محصول هم ایجاد شود و زیورآلات گونه پیداکنند. گونه های ایلیاتی، گونه های متعلق به دربار، گونه های شهری و گونه های مربوط به سایر اقوام این پهنه است مانند اورارتوها و سکاها که ساخته های خود را وارد این سرزمین کردند و اقوامی نیز که از این مسیر عبور یا کشورگشایی می کردند باعث انتقال مهارت ها و مبادله می شدند.

از نمونه های آثار اورارتوها و سکاها می توان به مفرغ های لرستان اشاره کرد که به دلیل کوچرو بودن، وسایلی قابل حمل را تولید میکردند که در آن ها فنون بسیار زیادی به کار گرفته شده بود که به ارتقا و توانمندی جواهرسازی کمک می کرد. از جمله نشانه های توانمندی های مورد اشاره در جواهرسازی می توان به آلیاژسازی و ساخت لحیم یا شکل دهی به ورقه های نازک طلا اشاره کرد. سوال های متعددی در مورد این توانمندی ها هنوز باقی است.

ما در نقطه ای واقع شده ایم که به لحاظ علمی از جاهای دیگر سرریز فناوری داریم و این فناوری های وارداتی فلزکاری ما را قوت بخشیده و در سرتاسر فلات ایران توسعه می بخشد. محصولات فلزی منابع بسیار خوبی برای مطالعات باستان شناختی تلقی می شوند. حجم بالای محصولات و آثار فلزکاری و تنوع آن به نوعی از شاخصه های قومی ما در صنایع دستی و هنر فلزکاری محسوب می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *